این ابـرها را

من در قـاب پنجــــره نگذاشتـــه‌ام

که بردارم ...

اگر آفتـــاب نمی‌تـــابد

تقصیــر من نیست ...

با این همه شرمنــده‌ی تــــوام ...

خـــانـــه‌ام

در مـــرز خـــواب و بیــــداری‌ست ...

زیر پلک کابـــوس ‌ها ...

مرا ببخــش اگر دوستتــــ دارم

و کــاری از دستــم بــر‌نمـــی‌آیــــد ...

 

"رسول یونان" 


http://s5.picofile.com/file/8169463626/sad_girl_beside_the_window.jpg

/ 26 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
fati s4

سلام.ممنون سر زدی شیوا جان..[گل]

عنایت

سلام به شیوا عزیز دختر مهربونم ممنون که یادمان هستی .... --------------------- خاطرات ورق میزنم خاطرات خیلی دور امروز که گذشت . فردا خاطره دفتر آینده هست

نغمه(بانوی اردیبهشتی )

سلام شیوای عزیز تشکر فراوان از این که به وبلاگم سر زدی و لطفتو به من ابراز کردی راستی اون شعر دوستی هم برا خودم بودم عزیزم وبلاگت عالیه نوشته ها عالی تر پایدار باشی عزیزم [گل][قلب]

محمد جعفرزاده

تنهاییم را سربازی فهمید که مرخصی داشت اما ... جایی برای رفتن نداشت .

تنها (اورفت )

او " رفتـــ " همیـــن ...! قصـــه امـ کـوتـــاه بـــود بـــه ســــر رسیـــد، کـلاغ جــــان تــــو هــــم بــــرو شـایـــد جـــایـــی دیگــــر قصـه ای زیـبـــا منتظـرتــــ بــاشـــد!

mina

�� من و خدا سوار یک دوچرخه شدیم. من اشتباه کردم و جلو نشستم و خدا عقب. فرمان دست من بود و سر دوراهی ها دلهره مرا می گرفت. تااین که جایمان را عوض کردیم . حالا آرامم و هروقت از او می پرسم کجا می رویم؟ با لبخند میگوید: ” تو فقط رکاب بزن ��

reyhaneh

راه رفتن را یاد گرفتیم تا دویدن را بلد شویم دویدن را یاد گرفتیم تاراهی برای زودتر رسیدن بیابیم دویدیم و دویدیم و دویدیم بی آنکه بدانیم سهم ما از زندگی فقط دویدن بود نه رسیدن

Shahla

حتي اگر احساس کرديد به ته خط رسيديد مشق هاي کلاس اول دبستان را به ياد بياوريد که معلم مي گفت: نقطه سر خط!...

Shahla

حتي اگر احساس کرديد به ته خط رسيديد مشق هاي کلاس اول دبستان را به ياد بياوريد که معلم مي گفت: نقطه سر خط!...[چشمک]

سایه

به خدا این خیال نیست نگاه کن نبودنت، بودنت را به خوابهایم می نشاند و من به اندازه ی تمام خوابهایم خسته ام...