همــیشــــــــــه

از همــــه نزدیکــــ تر به مــــا ســنـــــگــــ است ...!

نگـــــــــاه کــــن ...

نگــــاه ها همه ســـنــــــــگــــ است .... و قلــبـــــــ ها همـه سنـــــگــــ ...

چـــــه ســـنــ ــ ــ ـــ ـگــــ بـــارانـــی ...!

گیــــرم گـــــریختــــی همــه عمــــر ...

کجــــا پنـــــــاه بــــری ...؟

خــــانه ی خـــــــــــدا ســنــــــــــگــــ است  ...

 

 

" فـــ . مشیــــری "  

 

http://s5.picofile.com/file/8134064884/62356356.jpg

/ 66 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
••••°°°°DELEZAKHMIIII°°°°••••

با یاد رفیق است که دنیا برپاست، باعشق رفیق است که دنیازیباست، فردا که ز دنیا رفتم،این رفیق است که گوید:خاک رفیقم اینجاست[قلب][قلب]

••••°°°°DELEZAKHMIIII°°°°••••

با یاد رفیق است که دنیا برپاست، باعشق رفیق است که دنیازیباست، فردا که ز دنیا رفتم،این رفیق است که گوید:خاک رفیقم اینجاست[قلب][قلب]

••••°°°°DELEZAKHMIIII°°°°••••

یک دوست داشتنهایی هست ... که از دور است و در سکوت ... که دلت برایش از دور ضعف میرود ... که وقتی حواسش نیست , چشمانت را می بندی ... و در دل دعایش میکنی ... و با یک بوسه به سویش روانه میکنی ... که وقتی نگاهش با نگاهت یکی میشود ... انگار کسی به یکباره نفس کشیدن را ممنوع میکند ... یک دوست داشتنهایی هست ... که به یکباره , بی مقدمه , پا در کفش دلت میکند ... و جا خوش میکند و از دست تو کاری بر نمی آید ... جز از دور دوست داشتن ... یک دوست داشتنهایی هست ... ساکت است ... آرام است ... خوب است .. Asheghe in matnam, chon khodamam doradoor asheghe kesi boodam k ba emsal mishe 12sal, vali midoonam doori bhtar az rsidane[گل]

esghp

دل به یاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را آن نظر بازی و آن اسرار را آن دو چشم مست آهو وار را همچو رازی مبهم و سر بسته بود چون من از تکرار، او هم خسته بود آمد و هم آشیان شد با من او هم نشین و همزبان شد با من او خسته جان بودم که جان شد با من او ناتون بود و توان شد با من او دامنش شد خوابگاه خستگی اینچنین آغاز شد دلبستگی *********** وای از آن شب زنده داری تا سحر وای از آن عمری که با او شد به سر مست او بودم ز دنیا بی خبر دم به دم این عشق می شد بیشتر آمد و در خلوتم دمساز شد گفت و گوها بین ما آغاز شد گفتمش در عشق پابرجاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل گر تو زورق بان شوی دریاست دل بی تو چون شام بی فرداست دل دل ز عشق روی تو حیران شده در پی عشق تو سرگردان شده گفت در عشقت وفادارم بدان من تو را بس دوست می دارم بدان شوق وصلت را به سر دارم بدان چون تویی مخمور، خمارم بدان با تو شادی می شود غمهای من با تو زیبا می شود فردای من گفتمش عشقت به دل افزون شده دل به جادوی دلت افسون شده جز تو هر یاری به دل مدفون شده عالم از زیباییت مجنون شده *********** بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش در سرم جز عشق او سو

ابراهیم

اگر در جریان رودخانه صبرت ضعیف باشد ، هر تکه چوبی ، مانع عظیمی بر سر راهت خواهد شد . . .[لبخند][گل]

ابراهیم

مردم این روزها قیمت هرچیزی رومیدونن اما ارزش هیچی رو نمیدونن ..!![لبخند][گل]

aryan

من می‌خواهم بدانم که، راستی راستی، زندگی یعنی اینکه تو یک تکه جا، هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا اینکه طور دیگری هم توی دنیا می‌شود زندگی کرد؟ ماهی سیاه کوچولو [گل]

بنده ی خدا

به خداحافظي تلخ تو سوگند نشد كه تو رفتي و دلم ثانيه اي بند نشد لب تو ميوه ي ممنوع،ولي لب هايم هر چه از طعم لب سرخ تو دل كند،نشد با چراغي همه جا گشتم و گشتم در شهر هيچ كس!هيچ كس اينجا به تو مانند نشد هر كسي در دل من جاي خودش را دارد جانشين تو در اين سينه خداوند نشد خواستند از تو بگويند شب شاعرها عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد! ...[گل]