سر بگـــذار

بر درد بـازواטּ مــטּ ...

دست نگاهــم را بگیــر ...

مرا دچار حـادثه ای کــטּ که با عشــق نسبت دارد ...

 مـטּ عجیـــبــــ از روزگـار رنجیــــــده ام ...

 

" نیکی فیروز کوهی"

 

http://s3.picofile.com/file/8201965792/to_take_offence.jpg

/ 25 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

چقد قشنگه مطلب بالا...

عنایت

سلام شیوا جان مرسی از محبت شما خوشحالم که سعادت شد مهمان مطالب زیبایی وبلاگتان شدم موفق باشید ................. تقدیم شما دلم تنگه برام دنیا یه آهنگه مثل ساحل که با دریا سرجنگه خدای من ببین دنیا چه بی رنگه دل عاشق دل معشوق دو سر سنگه کم کاستی شعر را ببخشید[گل][گل][گل][گل][گل]

نازگل

چه تلخ است با بغض بنویسی با خنده بخوانند...+چقد زیباست

خسرو پیری

دلت که از آدم ها گرفت غصه ها را فرو ریز در گنجینه دل، ببخش و فراموش کن بدی ها را! مثل همیشه بگذار برای روزی که خدا می آید! بگذار خدا بیاید و بپُرسد، مرهم بگذارد، ناز بخرد و تا بخواهی گله کنی به آغوش بگیرد و بگوید میدانم[گل][گل][گل][گل]

روزالی پیرسون

سلام...آپ هستم...خوشحال میشم سر بزنی و نظر بدی...[گل] +باران آرام تر ببار تنهایی من سقف ندارد ![گل]

دخترخاص??

یکی بود … یکی نبود … بدجوری هم نبود…

دخترخاص??

نيستى به درك..... مقابله اينه مینشينم وسيگار را روشن ميكنم... در نبودنت خودم را بهتر میتوانم ببينم... نگران جاى خالی ات نباش... سیگارپر كرده...