هــر چه انســـاטּ ــتر باشیـــم

زخمــ ـها عمیــق ـتر خواهند بود ...

هر چه بیشتر دوستـــ بداریم...

بیشتر غصــهــ خواهیـــم داشت ...

بیشتر فـــراق خواهیم کشید ...

و تنهـــایی هایمـــاטּ بیشتر خواهد شد ...

شـــادی ها لحظهـــ ای و گـــذارا هستند ...

شاید خاطـــرات بعضی از آنهـــا تا ابـــد در یـــاد بماند ...

اما رنجــ ـها داستانشـــان فـــرق می کند ...

تا عمـــق وجود آدم رخنــهـــ می کند ...

و مــا هر روز با آטּ زندگـــی می کنیم...

انگار که ایـטּ خـــاصیت انســـاטּ بودטּ است ...

 

" اوریانا فالاچـی " 

 

 

 

/ 53 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
aryan

این روزها خودم را ذنیا را فراموش کرده ام اما دلتنگی ها از یاد نمی روند نمیدانم چرا همیشه همه ی روزها مانند این روزها بود...

aryan

پروانه ز شمع می سوخت و شمع ز خود و هر دو می سوختند...

aryan

كوك كن ساعتِ خویش را اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر و در این شهر سحری نیست دگر...

aryan

براي من باز بگذار درهاي شهري را که در آن زندگي مي کني خاطراتم گاهی سراغت می آیند...

aryan

آخرین حرف باران: زمین را شستم، دوباره آغاز کنید...

sana

سلام شیوا جان زیبا بود ولی غمگین و واقعیت یعنی میشه از اینها نجات یافت

aryan

در سرزمین مردمان رویایی نیافتم... در آن سرزمین رویا را دیوانگی می خوانند دیوانگان را رویایی دیگر باید... رویای دیوانگان...

aryan

مردمان این شهر شلوغ مزاحمم هستند بیخود شهر را شلوغ کره اند و نمی گذارند من آن کسی که میتوانم با لبخند در چشم هایش نگاه کنم را بیابم...

aryan

در اتاقي كه به اندازه ي يك تنهاييست دل من كه به اندازه ي يك عشقست به بهانه هاي ساده ي خوشبختي خود مي نگرد به زوال زيباي گل ها در گلدان به نهالي كه تو در باغچه ي خانه مان كاشته اي و به آواز قناري ها كه به اندازه ي يك پنجره مي خوانند ... فروغ فرخزاد

احمد

کاش من فقط تو را داشتم و خدا هی میپرسید: دیگر چه ؟ میگفتم: همین کافیست , مرسی! سلام دوست خوبم.. از مطالبت استفاده کردم .. بسیارجالبه اگه نور زمینه وب کمی بیشتر باشه فک میکنم بهتر قابل استفاده باشه ممنون از حضورتون