کنـــار مشتــ ـی خـــــاکـــ

در دور دست خـــودم ، تنهــ ـا ، نشستــهـ ام ...

نوســـانـــ ــها خـــاکـــ شد

و خـــاکـــ ـها از میــان انگشتـــانم لغـــزید و فـــرو ریختـــ

شبیـــهـــ هیــ ـچ شده ای

اوجـــِـ خـــودم را گــ ـم کرده ام

خــــ ـــاکـــــ !

زندگـــی ام را فـــراگیـــ ـــر ...

 

 

"سهــــراب "

 

 

 

 

/ 48 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
delezakhmiii

الهی چه بی حساب و بی صدا میبخشی و ما چه حسابگرانه تسبیح ذکرمان را فریاد میکنیم و میشماریم

cholcholak

توسط:107........? ###رویای زیبا### بسوز ای شعله ..!!! امشب خاک و خاکستر نشینم کن بزن بر ریشه ای تیغ جنون، نقش زمینم کن دلم از خویش می گردد، کجایی ای هجوم درد ..؟؟؟ میان این همه اسطوره ها، زخمی ترینم کن من از تکرار می گویم، از ابهان مداری سرد بپیچ ای شعله در من، التهاب اتشینم کن کجایی ای غرور گم شده در باورم..!!!برگرد و با روح بلند و سخت و سوزانت عجینم کن تو که ارام می خوانی، قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز انگشتت، نگینم کن دلم با توست ای موعود..!! ای رویای زیبایم بگیر این پاره شعرم را، بگیر و شرمگینم کن

مهشید

بـه حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت غصه هم خواهد رفت... آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه ی خودجامه ی اندوه مپوشان هرگز

مهشید

تنها چیز با کیفیت توی زنگیمون “درد” بود، که هر قدر کشیدیم، پاره نشد !

aryan

از یار ز ناسازی اغیار گذشتیم از کثرت خار از گل بی خار گذشتیم...

aryan

آن روز چیزی ته دلم ماند رفتی و رفتنت ماند بر دلم...

aryan

ببین چگونه سکوت میکنم تو نیستی و من دوباره سقوط میکنم...

aryan

شب بود و تاریک شمع کنارش می سوخت و غم هایش را بیدار نگه میداشت...

aryan

از این سکوت دیریست ، می سوزد این گِلویم ای کاش بودی و من ، فریاد می کشیدم ...