روزهــای رفتــــه ی سال را ورق میزنم ...

چه خـــاطراتـــی که زنده نمیشوند ...

چه روزها که دلـــم میخواست تا ابد تمـام نشوند ...

و چه روزها که هر ثانیــه اش یک سال زمان می برد ...

چه فکــرها که آرامم کرد و چه فکرها که روحـــم را ذره ذره فرسود ...

چه لبخنـــدها که بی اختیــار برلبــانم نقش بست

و چه اشکــــ ها که بی اراده از چشمانم سرازیر شد ...

چه آدم هـایی که دلم را گرم کردند و چه آدم هایی که دلم را شکــستند ...

چه چیزها که فکـــرش را هم نمی کـــردم و شد

 و چه چیـــزها که فکـــرم را پر کرد و نشد ...

چه آدم ها که شنـــاختــم

و چه آدم ها که فهمیــدم هیچــــگاه نمیشناختمشـــان ...

و چـــــه ...

و سهـــم یک ســال دیگــر هم یــادش بخیــر می شود ...

کاش ارمغـــان روزهـایی که گــذشت آرامشـــی باشد از جنس خـــدا ...

آرامشی که هیچگاه تمام نشود ...

 

http://s4.picofile.com/file/8178038384/peace_moment.jpg

/ 34 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضاعابدینی

دلم یــــک جای «دنــج» میـخـواهد مثــل سینه-ی قبـرستــان برگرفته شده از brokenangel.blog.ir منتظر حضورت هستم

پسرک و دخترک پاییز

بهار آمد و من هنوز پاییزم چگونه زین قفس تنگ زرد بگریزم بده طناب بلندی به قامت خورشید امید یخ زده ام را به دار آویزم

پویا

لایق تو کسی نیست جز آنکسی که: تو را انتخاب میکند نه امتحان... تو را نگاه کند نه اینکه ببیند... تو را حس کند نه اینکه لمست کند... تو را بسازد نه اینکه بسوزاند... تو را بیاراید نه اینکه بیازارد... تو را بخنداند نه اینکه برنجاند... تو را دوست بدارد و بدارد و بدارد. ﺳﺎﺩﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﺍﻣﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﻋﺒﻮﺭ ﻧﮑﻦ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺍﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ! ﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺮﻧﮕﺮﺩ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ کسی که ﺑﻪ ﺯﺧﻢ ﺯﺩﻧﺖ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺷﺎﻫﺮﮒ ﺣﯿﺎﺗﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﯾﺎﻓﺘﯽ ! ﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ : ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺍﺭﺯﺵ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ … “ﮔﺎﻫﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ"!!![گل]

قلمتان مثل نامتان شیوا بود... حظ بردیمممم.... یک روزهایی بود در سال ماضی که عجیب کیفورمان کرد[گل]

شاهزاده احسان میرزا

قلمتان مثل نامتان شیوا بود... حظ بردیمممم.... یک روزهایی بود در سال ماضی که عجیب کیفورمان کرد[گل]

سایه

قول داده اَم… گاهـــی هَر اَز گاهـــی فانـــوس یادَت را میان ایـن کوچه ها بـی چراغ و بـی چلچلـه، روشَـن کنَم خیالـت راحـَــت! مَـن هَمان منـــَــم؛ هَنوز هَم دَر این شَبهای بـی خواب و بـی خاطـــِره میان این کوچـه های تاریک پَرسـه میزَنـَم اَما بـه هیچ سِتاره‌ی دیگـَری سَلام نَخواهــَـم کَرد… خیالَت راحَت !

دفترچه عشق(سحر)

مَـטּ اَزوטּ دُختَرآم ڪِـہ وَقتی بیدآر میشَم ,, شِیطوטּ میگِـہ ; آخْ آخْ ,, بآز ایـטּ بیدآر شُد [!] ×[نیشخند]

روزالی پیرسون

كاش.. دستهات ، از بـاد مي آمـوخت.. گـره-گـشاييِ ، مجـهولاتِ مـعادلهء پيــچ در پيــچِ مـوهـايــم را !!!

روزالی پیرسون

حســــرت دستهات ... مانده به چشمــــهام ، به خوابــــهام ، به کش و قوســــهای تنم ! در حســــرت دستهات ، پــــرپـــــر میزنم ...